کاش میشد بدون گذشته و اینده باشم...
چقدر شیرین میشد لحظه ها
برچسب:
نویسنده: علی کمالی
من!!!لابلای تمام سطرهایم.. سکوت نوشته ام..شاهکار است سکوت را نوشتن.. و از آن شاهکار تر سکوت را خواندن...پس بخوان شاهکارم را.. اگر می توانی شاهکار بیافرینی...همه می نویسند تا خاطره بماند..تا فراموش نکننداما من!!می نویسمتا فراموش کنم..دردهایم راآهای مردم!!!!به کلاغ پیر و سیاه بگویید برود..بالاهم برویم پایین هم بیاییم.. بیست و چند سالیست قصه ی من همین است.
برچسب:
نویسنده: علی کمالی
نمیترکه...
می مونه تا سال بعد دوباره همین وقتا یادم میفته...
اون چندین سال پیش همین وقتا منو تنها گذاشت...
من موندم و یادش...
هر جا که هست امیدوارم خوش باشه...
بعضیا می رن... اما نمی رن... برای همیشه ماندگار هستن...
مثل اون برای من..
من می نویسم تا فراموش کنم.....
برچسب:
نویسنده: علی کمالی
و..
من و تو پر از عشقیم...
برف که آب شود..
نه من می مانم نه تو...
اما...
زلال عشق می ماند...
برچسب:
نویسنده: علی کمالی
زیستن در ماورای زمان...
از امروز..
فراتر از زمن خواهم زیست..
بدون مرز زمانی
برچسب:
نویسنده: علی کمالی
آسمان آینه زمین است..
پس هم زمین مال من است...
هم آسمان عشق من است..
برچسب:
نویسنده: علی کمالی
پ.ن: « تنها عشق به یک حقیقت جاودانی و لایتناهی می تواند چنان غذایی برای روح تهیه کند که او را از هر رنج و تعبی آسوده دارد . بنابراین باید با شوق و نیروی هرچه تمامتر به دنبال آن رفت » .(باروخ اسپینوزا)
برچسب:
نویسنده: علی کمالی


همه می نویسند تا خاطره بماند..
تا فراموش نکنند
اما من!!
می نویسم
تا فراموش کنم..
دردهایم را
آهای مردم!!!!
به کلاغ پیر و سیاه بگویید برود..
بالاهم برویم پایین هم بیاییم.. بیست و چند سالیست قصه ی من همین است..
پر از غصه...
برچسب:
نویسنده: علی کمالی
برچسب:
نویسنده: علی کمالی


همه می نویسند تا خاطره بماند..
تا فراموش نکنند
اما من!!
می نویسم
تا فراموش کنم..
دردهایم را
آهای مردم!!!!
به کلاغ پیر و سیاه بگویید برود..
بالاهم برویم پایین هم بیاییم.. بیست و چند سالیست قصه ی من همین است..
پر از غصه...
برچسب:
نویسنده: علی کمالی
درست میگن.. دیشب با خودم فکر می کردم کاش میشد آدما..
تاوان همه اشتباهاتشونو
به سادگی
بتونن تو همین دنیا بدن...
عذابی از نوع ساده اش...
به دست خودش...
برچسب: مکافات,
نویسنده: علی کمالی
برچسب: احساسات,
نویسنده: علی کمالی
بی خیال فرداهایی که نمی دانم هستند یا نه...
یا بهتر بگویم هستم یا نه..
برچسب: امروز,
نویسنده: علی کمالی